- سرو"قهوه قجری" در مجموعه تئاترشهر
-
فیلم نمایش"قهوه قجری" نوشته و کار آتیلا پسیانی سه شنبه 21 آبان ماه در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر به نمایش درمیآید.
به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، این جلسه نمایش فیلم در چهارچوب برگزاری جلسات نمایش فیلم مجموعه تئاترشهر ساعت 17 در محل یادشده برگزار میشود.
نمایش"قهوه قجری" پیش از این در دی ماه سال 1379 در تالار چهارسو روی صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. تاکنون فیلم های نمایش "بازی استریندبرگ" به کارگردانی حمید سمندریان، "صدای انسانی" به کارگردانی ترکوچف، "نیلوفر آبی" به کارگردانی حمید امجد، "هملت" به کارگردانی رادنی بنت و"آرش" به کارگردانی قطب الدین صادقی در جلسات نمایش فیلم تئاترشهر نمایش داده شدهاند.
- Entry for 07 November 2008
-
به گزارش سایت تئاترما، کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در بخشهای نمایشنامه نویسی، آهنگسازی، طراحی صحنه، کارگردانی، بازیگری مرد و زن کاندیدهای خود را به این شرح اعلام کرد:
آهنگسازی: محمدرضا درویش برای "افرا" و فرشاد فزونی برای "پینوکیو"
طراحی صحنه: خسرو خورشیدی برای "ملاقات بانوی سالخورده"، بهرام بیضایی برای "افرا"، بهروز غریبپور برای "کلبه عمو تم" و "مکبث" و منوچهر شجاع برای "مرغابی وحشی"
نمایشنامهنویسی: بهرام بیضایی برای "افرا"، ایوب آقاخانی برای "امپراطور و آنجلو"، خسرو حکیم رابط برای "اتاق شماره 6"، محمود استادمحمد برای "تهرن"، محمد ابراهیمیان برای "طوبی در جنگ" و سیاوش پاکراه برای "آشویتس خصوصی"
کارگردانی: حمید سمندریان برای "ملاقات بانوی سالخورده"، بهرام بیضایی برای "افرا"، ناصر حسینیمهر برای "اتاق شماره 6"، نادر برهانیمرند برای "مرغابی وحشی"، آتیلا پسیانی برای "سمفونی ناکوک"، هما روستا برای "آنتیگونه در نیویورک" و بهروز غریبپور برای "مکبث"
بازیگری مرد: سیامک صفری برای "تئاتر بیحیوان"، "مرغابی وحشی" و "آنتیگونه در نیویورک"، پیام دهکردی برای "ملاقات بانوی سالخورده"، علی سرابی برای "ماچیسمو"، حسن معجونی برای "کوآرتت"، هدایت هاشمی برای "افرا"، بهرام ابراهیمی برای "امپراطور و آنجلو"، آتیلا پسیانی برای "کوآرتت"، میرطاهر مظلومی برای "ملاقات بانوی سالخورده" و فرهاد آییش برای "خانواده تت"
بازیگری زن: باران کوثری برای "کوآرتت"، مرضیه برومند برای "افرا"، پریزاد سیف برای "چاه"، گوهر خیراندیش برای "ملاقات بانوی سالخورده"، مهرخ افضلی برای "کریستال تاور" و الهام پاوهنژاد برای "مرغابی وحشی"
یازدهمین جشن کانون ملی منتقدان تئاتر ایران شنبه 27 مهرماه در مجموعه تئاتر شهر برگزار میشود. همچنین در این روز نمایش "یرما" ویژه این جشن اجرا خواهد شد.
- Paiez
-
Are, Ashegham... Asheghe Paieez...
- تهديد مجدد فروريزي مجموعه تئاتر شهر
-
در حالي که پايتختنشينان در روز 16 مهرماه به شادي افتتاح برج ميلاد دلخوش بودند، در گوشه ديگري از شهر تهران، بار ديگر مجموعه ملي و تاريخي"تئاتر شهر" تهديد و سقف منتهي به تالار قشقايي آن شکاف برداشت.
به گزارش سايت ايران تئاتر، عليرغم تذکرات پيدرپي مرکز هنرهاي نمايشي، مديران مجموعه"تئاتر شهر" و هنرمندان تئاتر نسبت به خطر جدي تخريب مجموعه مذکور که به دليل سازه ساختمان مجاور، طي دو سال اخير بارها حيات مجموعه تئاتر شهر را تهديد به نابودي کرده، به هشدارهاي داده شده، ترتيب اثري داده نشد و ديوار مجموعه تئاتر شهر مجدداً شکاف برداشته و دچار آسيب شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر علاوه بر اين، در ضلع شمالي مجموعه تئاتر شهر نيز، شهرداري تهران عليرغم وعده احداث کمتر از 6 ماهي ورودي مترو، با گذشت نزديک به يک سال، همچنان در حال ساختوساز است.
گزارش تصويري سايت ايران تئاتر از وضعيت اسفبار مجموعه"تئاترشهر" گوياتر از هر گزارش مکتوبي است.
- گفتوگو با حسين کياني، نويسنده و کارگردان نمايش"بيداريخانه نسوان"
-
نام حسين کياني يادآور نمايشهايي است که به دهههاي ابتدايي قرن جاري در حوزه نمايش و درام بازميگردد. او در اين سال تمرکزش بر تاريخ نمايش ايران از دهه 20 به بعد بوده است. او همواره در اين سالها به اوضاع و احوال تئاتر و نمايش پرداخته است. "بيداريخانه نسوان" اما اثر متفاوتي در کارنامه کاري حسين کياني است که علاوه بر به نمايش گذاشتن اوضاع درامنويسي زنان در دهه 20 ، نمايانگر اوضاع و احوال سياسي حاکم بر اهالي فرهنگ و هنر و سياستهاي ناشايست حکومت در اين دوران است و سلطه حکومتگران بر فرهنگ و هنر را به نمايش ميگذارد.
به انگيزه اجراي نمايش"بيداريخانه نسوان" با او گفتوگويي انجام دادهايم که ميخوانيد:
***
نمايش"بيداريخانه نسوان" دقيقاً متعلق به چه دوره تاريخي است؟ دوره رضاخان يا دوره قاجاريه؟
منظورتان تاريخ ورود نمايش به ايران است؟
نه منظور من زماني است که نمايش در آن شکل ميگيرد؟
تاريخ دقيقي ندارد. اتفاقات در يک مقطع تاريخي حدود سالهاي 1320 رخ ميدهد.
در جايي از نمايش، بازيگري ميگويد:«مگر دوره قاجار است؟» در نتيجه اين ذهنيت شکل ميگيرد که نمايش به دوران رضاخان تعلق دارد.
بله درست است. حتي در نمايش از ارتش رضاخان هم صحبت ميشود.
اما در اسامي شخصيتها، القاب و عناوين قاجاريه استفاده شده است. در حالي که رضاخان پس از به قدرت رسيدن، در اولين اقدام، تمام القاب و عناوين را حذف کرد و همه صرفاً داراي اسم و فاميل بودند.
نميتوان گفت که رضاخان به طور کامل در اين اقدام موفق بود. او خيلي تلاش ميکرد تا تمام عناصر دوران قاجار را حذف کند، ولي اين عناصر به هر حال نزديک به 200 سال در اين مملکت وجود داشتند. القاب و عناوين، سنن، آداب، لباس و... وجود داشتند و قطعاً رضاخان نميتوانست در حکومت 15 سالهاش، تمام گذشته را تغيير بدهد. بنابراين همچنان القاب و عناوين به طور مصطلح وجود داشتند.
در حقيقت قرار است مقطع زماني خاصي براي اين نمايش در نظر گرفته نشود. اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي زمان شکل گيري"بيداريخانه نسوان" است.
خير، زمان نمايش به اواخر دوران پهلوي باز ميگردد.
چه سالهايي؟
حدود سالهاي 20 – 1319 زمان وقوع اين رويدادهاست.
با اين حساب بايد گفت اوايل دوره پهلوي نه اواخر آن.
خير! رضاخانه سال 1305 تاجگذاري ميکند.
رضاخان سال 1299 در پي کودتا به قدرت ميرسد و تهران را فتح ميکند و در 1305 تاجگذاري ميکند و سال 1320 از کشور تبعيد ميشود.
اين دوره در حقيقت دوره پهلوي اول است که شما به آن اشاره ميکنيد و منظور من هم همين دوره است که نمايش در همين زمان شکل ميگيرد.
در نمايشنامههايي که شما کار کردهايد، هميشه به خود تئاتر در آن دوران پرداختهايد. اما در اين نمايش از مقولهاي به نام"تئاتر" براي بيان نظام سياسي حاکم بر جامعه استفاده کردهايد؟ درست است؟
به نوعي ميتوان گفت بله. نظام سياسي، اجتماعي و فرهنگي مد نظرم بود.
اما مباحث سياسي در اين نمايش بسيار پررنگتر از مفاهيم ديگر است. با توجه به انتهاي نمايش که مشخص ميشود برخورد حکومت با فرهنگ، برخوردي کاملاً سياسي است. تم نمايش بر مبناي سياست هويت مييابد.
در واقع بيشتر از آن که مسئله سياسي باشد، مسئله فرهنگي ـ اجتماعي است. بيشترين مخالفتها با اين جمع و فضا، از سوي بستگان و وابستگان اين جمع صورت ميگيرد تا حکومت. در ابتداي نمايش وزارت معارف و صنايع مستظرفه دوره رضا شاه به راحتي به جمعيت مجوز فعاليت ميدهد، اما اين پدران، شوهران و برادران اين زنان هستند که کاسه داغتر از آش ميشوند و به مخالفت با اين جمعيت ميپردازند. طبيعي است که در اين ميان، بحث سياسي هم در انتهاي نمايش مطرح ميشود. در واقع سياست تخريب فرهنگي و ضد فرهنگي رضاخان و مخالفتش با فرهنگ آشکار ميشود. مخالفت سياسي با فرهنگ در انتهاي نمايش در واقع زاييده و برآمده از بستگان اين زنان است.
استنباط من اين است که سياست رضاخان در حوزه فرهنگ و هنر، آزادي آنها نبوده و حتي کوچکترين تلاشي براي آزادي فرهنگ و هنر نميکرده و اگر به راحتي به چنين تشکلهايي مجوز داده ميشده، معنايش موافقت با اين تشکلها نبوده، بلکه با آگاهي از تعصبات پدران و همسران که به تعطيلي اين تشکلها منجر ميشده، وزارت معارف اقدام به صدور مجوز ميکرده است.
بله دقيقاً همين طور است. در اين نمايشنامه اين مسئله به نوعي تم نمايشنامه است. در آن دوران با خيال راحت مجوز از سوي حکومت با اين اطمينان خاطر که سرانجام اجتماع، اين تشکل را از بين ميبرد، صادر ميشده است.
اصولاً در اين فضاها، نمايشنامه نوشتن و نياز به نمايشنامهنويسي کلاسيک و قواعد آن احساس ميشود، اما در اين نمايشنامه رويکرد جديدي در نگارش نمايشنامه پديدار شده و به تلفيقي از تراژدي و کمدي پرداختهايد و در عين حال به قوام نمايشنامهنويسي کلاسيک چون اوج و فرود داستاني، شخصيت قهرمان و... هم پايبند ماندهايد.
در وهله اول سعي کردم نمايشنامهاي بنويسم که به حال و هواي نمايشنامههاي اوايل اين قرن و نمايشنامهنويساني چون ميرسيفالدين کرمانشاهي، ظهيرالديني، رضا کمال شهرزاد و حتي زنان حاضر در اين نمايش، نزديک باشد وليکن با اين ذهنيت و پيش فرض که اين نمايش قرار است براي مخاطب امروزي اجرا شود، به نگارش اثر دست بردم.
اين تلفيق تراژدي و کمدي که به قول شما کار را مدرن و امروزي کرده، از همين نگاه نشأت ميگيرد. اين نمايش در عين دارا بودن حال و هواي نمايشهاي دهه 20 بايد به گونهاي آماده ميشد که مورد پسند مخاطبان امروز باشد.
زنان نمايش"بيداريخانه نسوان" مصداق عيني و واقعي دارند؟
زنان نمايش جز اسامي و خلاصه داستانهايشان، واقعيت ديگري ندارند. اتفاقات پيرامون زندگي آنان زاييده تخيل من است. زنهايي با نام مدحت تهراني، محبوبه ناهيد و ملکه خانم رهدل و اختر معدلي وجود داشته و نمايشنامههايي با همين اسامي و قصههايي که در نمايش بيان ميشود توسط آنان نوشته شده، وليکن اتفاقات و رخدادهاي خانوادگي آنان زاييده تخيل من است.
کاملاً مشخص است که طراحي شخصيتها و شخصيتپردازي آنان به زنان آن دوران تعلق ندارند.
بله چون قرار است ما با ذهنيت مخاطبي ارتباط برقرار کنيم که سواد بصري بالايي دارد. مخاطب امروز با قديم تفاوت دارد و گذشتگان اطلاعات، آگاهي و سواد کمتري داشتند. مخاطب امروز داراي نگرش و سواد بالايي است و براي ارتباط با اين مخاطب بايد با زبان خودش سخن گفت.
چرا نيروي بازدارنده نمايش(قمري) را يک زن انتخاب کرديد؟ بهتر نبود يک مرد اين وظيفه را به عهده ميگرفت؟
قمري نيروي بازدارنده نيست. او يک نيروي هشداردهنده است. قمري از شرايط اجتماعي آگاهي دارد ولي مدحت اين آگاهي را ندارد. قمري اگر ميکوشد تا مدحت را از برپايي اين جمعيت منصرف کند، به اين دليل است که از عواقب آن باخبر است. او در اين جامعه تجربه زيادي به دست آورده و در حقيقت از تشکيل اين جمعيت احساس خطر ميکند. خوابهايي هم که ميبيند صرفاً به همين دليل است و در واقع پيشبيني ميکند.
خوابهاي قمري در نمايش خيلي واقعي و ملموس به نظر نميرسند و حتي اين مصداق را پيدا ميکند که او اين داستانها را از خود ساخته و اصلاً خوابي نديده است. در عين حال قمري با توجه به زنان و زندگيهايشان در آن دوران تا به اين حد باهوش و زيرک به نظر نميرسد.
چرا نميتواند باهوش باشد؟
او به لحاظ طبقه اجتماعي، انسان دنيا ديدهاي نيست و نميتواند تا اين حد از آگاهي برخوردار باشد.
آگاهي خيلي ربطي به طبقه اجتماعي ندارد. قمري سوادش را از کتاب و مدرسه به دست نياورده و سوادش از دل جامعه به دست آمده و او به نوعي داراي آگاهي عوامانه خاص است. نوعي آگاهي سرکوب شده که ناديده انگاشته ميشود در او نهفته است. اين هوش ذاتي قمري، همان هوش سرکوب شده و پنهان و سرپوشيده ايراني است. قمري حقيقت را ميگويد. حقيقتي گزنده و تلخ.
به نظر شما تاسيس"بيداريخانه نسوان" را ميتوان جرقههاي شکل گيري انقلاب مشروطه در عرصه درام دانست؟
نه! منظور من اين بود که اين جرقهها همانند انقلاب مشروطه باعث حضور زنان درامنويس در عرصه درام شدند، نه اين که حضور آنان به انقلاب مشروطه سياسي کمکي کند و آيا ميتوان اين گونه به اين رويداد تلخ تاريخي نگاه کرد؟
ميتوان گفت به نظر من به کار بردن عبارت"انقلاب مشروطه در عرصه درام" ترکيب جالبي است و تا به حال من به آن فکر نکرده بودم. اما ميتوان اين گونه هم از آن ياد کرد. به هر حال آن زمان، دورهاي است که زنان با وجود اين که فقط يک درصدشان با سواد بودند به درامنويسي روميآوردند. تعبير انقلاب مشروطه در عرصه درام به نظر من تعبير درستي است. يک درصد از زنان ايراني با سواد بودند و تعدادي از آنان به درام نويسي روي ميآوردند و مسائل خاص خودشان چون حق تحصيل، ازدواج، انتخاب همسر و... را در نمايشنامههايشان بيان ميکنند که اين دستاورد کمي نيست.